طبیب یا فیلسوف؟

در طول تاریخ تقریباً هیچ گاه نشده است که افکار فلسفی، اکتشافات علمی و اختراعات مهندسی بدون هیچ پیش زمینه و پیش فرض قبلی به ناگهان از سوی فرد یا افرادی برای اوّلین بار طرح شود. بنابراین شاید تعیین زمان دقیق پیدایش بسیاری از پیشرفت های علمی غیر ممکن باشد. با این حال در بررسی سِیر هر واقعه نقاط عطف و برجسته ای به چشم می آید.

تصویر مجسمۂ سقراط را نمایش می دهد.

  اوّلین سندِ شناخته شدۀ پزشکی مربوط به 2600 سال قبل ازمیلاد مربوط به فهرستی از 48 ضایعۀ میدان جنگ و درمان آن بر روی یک پاپیروس (Papyrus) مصری است.

پاپیروس (Papyrus) یک گیاه آبزی در درۀ رود نیل بود که به عنوان کاغذ استفاده می شد.

در این سند به مغز، قلب، کبد، طحال، کلیه ها و مثانه اشاره شده است. محتوای این پاپیروس (Papyrus) معاینه، تشخیص، درمان و عاقبت بیماران را شامل می شد.

در قرن چهارم پیش از میلاد در یونان باستان اَرسطو (Aristotle) از سوی پدرش یعنی پزشک خانوادگی پادشاه به بررسی پدیده های طبیعی تشویق می شد. اَرسطوی (Aristotle) جوان در 17 سالگی در دانشگاه افلاطون (Plato) در بزرگترین شهر یونان یعنی آتن (Athens) تحصیل می کرد و تا بیست (20) سال بعد یعنی تا زمان مرگ افلاطون (Plato) در همین دانشگاه به سر برد. با این همه او بر خلاف افلاطون (Plato) که بر پایۀ تعالیم استاد خود سُقراط (Socrates) معتقد بود دانش از مباحثه و طرح سؤالات هدفمند به وجود می آید بر این باور بود که دانش از تجربیات حسّی هر فرد حاصل می گردد. اَرسطو (Aristotle) تلاش می کرد تا میان اندیشۀ انتزاعی و مشاهدات عینی خارجی آشتی دهد.

اَرسطو (Aristotle) در اخلاق، سیاست، هواشناسی، فیزیک، ریاضی، علوم‌ ماوراء‌ طبيعي‌، جنین شناسی، کالبد شناسی و علم‌ وظايف‌ الاعضاء‌ دست به تألیفاتی زد که برخی از مبانی علمی آن تا دو هزار سال پس از او نیز مورد توجه قرار داشت.