راز پیشرفت!

یکی از دوستان و همکاران از یکنواخت بودنِ برنامه های روزانه شکایت می کند. این اوّلین بار نیست که شنوندۀ گِله و شکایت هایی از این دست هستم. به مانند دَفعات گذشته این بار نیز همان پیشنهاد همیشگی و تکراری فقط در یک پوشش جدید مطرح می شود.

به فراخور خاطره ای از یکی از اساتید دانشگاه در رشتۀ شهرسازی را به یاد می آورم. آن خاطره را برای دوست خود بازگو کرده و برای دوست خود سؤالی را مطرح می کنم. از او می پرسم به طور متوسط در یک روز کاری به چند تجربۀ جدید یا جالب توجّه دست می یابید؟ در این لحظه پاسخ او را به طور دقیق به یاد ندارم. با این حال فکر می کنم هر یک از دوستان من در زمان انجام وظایف روزانۀ خود ممکن است به 1 ، 2 و یا حتّی 3 مورد جدید یا قابل توجّه برخورد کرده و تجربه و دانش خود را بیش از پیش ارتقاء دهند.

برای حل این مشکل پیشنهاد ساده ای دارم. اگر هر یک از دوستان من دقایقی از روز را به مطالعه ای مختصر دربارۀ آن موضوعِ جدید اختصاص داده و آن را در چند سطر مکتوب کنند در انتهای سال با یک ویرایش کوتاه یک منبع کاربردی و مفید در قالب یک کتاب برای استفادۀ همگان به دست خواهد آمد. نمی دانم چه مقدار توانستم دوست خود را متقاعد کنم.

علاقۀ چندانی به ادبیات داستانی ندارم ولی مطالعۀ خاطرات، سفرنامه ها و زندگی نامه های مکتوب را دوست داشته و مطالعه می کنم. به ورق های روی میزِ کار خود نگاهی می اندازم. دُرست بالای صفحۀ اوّل مقاله ای با موضوع چاقی این جمله توجّه من را به خود جلب می کند.

“The secret of getting ahead is getting started.” Mark Twain